میخواهم بنویسم اما نمیدانم چه بنویسم .....
********
مرهم زخم های كهنه ام ..
كنج لبان توست !..
بوسه نمی خواهم ..!
سخنی بگو ...![]()
![]()

همه چیز
********
مرهم زخم های كهنه ام ..
كنج لبان توست !..
بوسه نمی خواهم ..!
سخنی بگو ...![]()
![]()

من امروز بعد از تحمل دلتنگیهای زیاد دارم میرم پیش عشقم ( مادرم)
متاسفانه دیر به فکر تهیه بلیط افتادم به سختی تونستم بلیط اونم بلیط اتوبوس تهیه کنم
خوب همینم با ارزشه خیلی خیلی با ارزش
دلم برا تک تکتون تنگ میشه
راستش تا 8 بهمن مطلب گذاشتم تو پاتوق اگر فرصت کنم بقیه اش رو هم میزارم اما فکر نکنم
فرصت این رو داشته باشم
از طرف همه شما نائب الزیاره هستم
دوستون دارم خدانگهدارتون

بریم سراغ امیرعلی

هنوز حرف تو این عکس زیاده که چرا صورتی ؟چرا دامن ؟
بازم دامن راه حل داره ولی صورتی چرا ؟؟؟؟؟؟
البته یه عکس دیگه هم داره براتون می ذارم

خودشه شک نکن مهرانه البته شما بخون مهران وقتی اومده نت و بچه ها اعصابش به هم ریختن

جونم مرگ شده چه انگشتری هم انداخته
اما برسیم به عکس رضا تبریز

این هم عکس فری خدا بیامرز که الان معلوم نی کجاس

بقیه عکس ها باشه در مراحل بعد

اره اینم عکس الی مونه

این هم منم

و اما ملوس

ملوس جان شرمنده
دوستان این عکسشم هست اینو ببینید

اینم ملوسه وقتی با ما نیومده پی ام تو میهن

بسوز ای دل که امشب اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درس، بهر مسلمین است
هر دم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است
این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است
قدر همو بدونين خيلي زود تر از اوني كه فكرشو ميكنين ميگذره !
http://www.persianupload.com/6847608
لطفا تماشا كنيد.
ياسر هيچكس

اي دل بازهم براي تومي نويسم
براي توكه با تو بودنم تنها دليل بودن است
براي تو كه بي توام در زندگي قراري نيست
براي تو كه با تپشت مي تپم وبا نفست نفس مي كشم
براي تو كه درقصر دلم برتخت نشسته اي
آري براي تو
بنشين وحكومت كن كه محكم جايي داري
وهر روز هنگام شفق برلب ايوان بيا
و رقص دخترك خيال رادرباغ گل قصرت نظاره گر باش وببين كه اين دخترك باگيسوان
بلند و چشمان دلفريب چگونه تو را مي لرزاند
ببين با آن ترانه مست كننده اش چگونه تو را مست مي كند
و آنگاه كه تو دوان دوان به سويش مي شتابي تااو را درآغوش كشي
ولبانش را چون غنچه اي برچيني اوسيمرغ افسانه هامي گردد
وآرام وسبك پرميزند وازدستت مي گريزد
مي رود تا باغي ديگربيايد
ودرآن نغمه سرايي كند
وآنگاه تو بي جان برروي گلهاي سپيد وقرمزمي افتي
خسته ترازخسته ترينها
به هرسومي نگري چشمان اورامي بيني
به هرآوايي گوش مي دهي صداي اورامي شنوي
خدايـا مراچه شده؟؟!!
هرروز در شفق به آن اميد كه اوراببيني
برلب ايوان مي آيي و دوباره نيمه شب به سراي تنهايي خود بازمي گردي
ديگر رقص گلها هم تورانمي خنداند
ديگر نگاه عاشق شاپركان هم درتولرزش ايجادنمي كند
تنهايك نگاه!
يك صدا!
وآنگاه كه غمگين و افسرده دربسترآرميده اي
ونمي خواهي چشم به دنياي اطراف بگشايي نغمه اي آشكارتورابيدارمي كند
ديگروقت نشستن نيست
برخيزو برو
آري اوآمده اودوباره بازگشته
برمي خيزي ودوان به سوي ايـوان مي روي اورا مي بيني
چون روز اول زيباودلفريب ونغمه خوان
اين باراوست كه به نظاره جسم بي جان توايستاده
اوست كه برق مرواريدچشمانت رامي بيند و مي لرزد و توان پريدن ندارد
آنقدرنگاهش كن تا جذبت شود وبه سويت بيايد
وبعد....دخترك زيبا
دوان دوان ازپله هاي قصربالامي آمد
در حاليكه خرمن گيسوانش با آهنگ تپش قلبش برروي شانه هايش به رقص آمده بودند
چشمان دلفـريبش بـامـرواريــد اشكش همچون گوهري مـي درخشــيـد
و من آرام به كـناري ايستاده و او رانظاره مي كردم
ديگرتاب نياوردم
دويدم واورا درآغـوش كـشـيـدم
وفرودآمدنش رادرفـرودگاه دلـم تبريك گفتم.
**امیدوارم خوشتون اومده باشه**
![]()

مـا عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ،
تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم
یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم .
مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـیـنیم ،
ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن!!
![]()
تو اینجایی...
آینه ی چشمانت ؛ روشن ...
امّا
کجای آن گم شدم ؟!...
نشانی از سایه ام حتی نیست ...

*هوای جانم ابریست .... بغضیست در گلو ... کاش ببارد !...*

**************

دلتنگی
آخرین جادوییست که
در اولین دیدار
بر چشمانم نشست ...
و اولین کلامیست که ،
در آخرین ثانیه های با تو بودن ،
بر دستانم جاری شد...
کاش با دوربینت ثبت می کردی !!
شاید بیقـــراری ها، قرار می یافت ! ...

*اسیر فصل خزان گردد عمر آنکس که *
*دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را *
*
نهال کوچک عشقم را
در گلدان خیالت کاشتم
افسوس !
جز غم نشکفت و
در خت تنهایی روییدن گرفت ...
ســـــــــــــــلام دوستـــــــــــــان گلــــــــــــــم
دلـــــــــــــم خیلــــــــــــــی براتون تنگیده
چند تا عکس گرفتم که گفتم اونا رو تو وبلاگها بزارم
این عکس دماوند که از توی ماشین
در حال حرکت گرفتم ببخشید که عکسها کیفیت نداره

این عکسم تو مسیر قزوین به سمت
منجیل هستش من عاشق برفم

این عکسم که پره های توربین در کنار سد
منجیل هست که عکاسشم خودمم

با عرض پوزش به خاطر بی کیفیت بودن تصاویر
بازم عکس هست که در روزهای آینده خواهم گذاشت
دوستان گلم منو ببخشيد
زياد نبودم
وقتيم بودم اذيتتون كردم
ديه خسته شدم
حتي از خودم
همگي خوش باشيد
باااااااااااااااااااااااااااي
12 توصیه زیر کمکتان میکند کفش عروسیتان را درست انتخاب کنید
1- اول از همه، راحتی: مهمترین نکتهای که در انتخاب کفش لباس عروسیتان باید به خاطر داشته باشید، این است که باید در آن راحت باشید. شما قرار است این کفش را تمام طول شب به پا کنید و با آن راه بروید و برقصید. اگر پاشنه آن خیلی بلند باشد یا پاهایتان را بزند، اعصابتان بههم میریزد. بنابراین به سراغ کفشهایی نروید که پاشنه خیلی بلند و ظریفی داشته باشند یا شیب کف کفش خیلی زیاد باشد. کفشهایی با بندهای ظریف و محکم روی انگشتان پا نیز باعث رد انداختن روی انگشتان پای شما میشوند.
2- جنس کفش عروسی مهم است: جنس کفش عروسی شما هم خیلی مهم است. ابریشم و ساتن دو جنس پارچه مناسب برای طراحی رویه کفش لباس عروس هستند. با این حال جنس پارچه لباس عروس شما هم میتواند راهنمای خوبی برای انتخاب جنس رویه کفش لباس عروسیتان باشد. شما حتی میتوانید تکهای از پارچه لباس عروستان را به کفاش بدهید تا با آن رویه کفش لباس عروستان را بدوزد و روی کفشتان آن را بهکار ببرد. اگر روی لباس بالا تنهتان کار شده، میتوانید بخشی از این پارچه کار شده را روی کفشتان به کار ببرید.
3- غروب بروید خرید: بهترین زمان برای خرید کفش لباس عروسیتان، ساعات پایانی روز و غروب است چون در تمام روز بر اثر راه رفتن و ایستادن روی پاها، پاها کمی ورم میکنند و بزرگتر میشوند ولی اگر شما صبح به خرید کفش عروسیتان رفته باشید، ممکن است این کفش، عصر (روز) مراسم پای شما را بزند.
4- به کف محل برگزاری جشن توجه کنید: عروسی شما قرار است در باغ برگزار شود یا در یک سالن که با قالی فرش شده؟ کفشهای عروسی با پاشنه تیز برای مراسم جشن ازدواج در باغ مناسب نیست چون پاشنه آن درون گل و خاک زمین چمن فرو میرود. برای این مکانها از کفشهای تخت یا با پاشنه پهن استفاده کنید. اگر قرار است مراسم شما در سالن، با کفپوش فرش یا پارچههای ابریشمی و براق و سفید برگزار شود، شاید لازم باشد کف کفشتان را کفیهای عاجدار که با کف اصطکاک ایجاد میکنند، بچسبانید.

5- یک جفت کفش کمکی داشته باشید! بهتر است بیشتر به فکر خودتان باشید و یک جفت کفش راحتتر برای ساعات پایانی جشن ازدواجتان تهیه کنید. شما میتوانید این جفت کفش کمکی را از انواع تخت یا با پاشنه 3 سانتیمتر انتخاب کنید و وقتی حسابی از کفشهایتان کلافه شدید، آنها را تعویض کنید.
6- پوشیدن آزمایشی یادتان نرود: اگر شما روزی چند ساعت کفش لباس عروسیتان را در منزل بپوشید و با آن راه بروید، هم به راه رفتن با آن عادت میکنید و هم میتوانید با آن بایستید. مطمئن باشید راه رفتن و رقصیدن با یک کفش پاشنهبلند سفید در یک لباس بزرگ و حجیم و سنگین کار بسیار دشواری است.
7- تکهای از پارچه لباس عروس را همراه خودتان ببرید: وقتی برای خرید کفش عروسیتان میروید، بهتر است تکهای از پارچه لباس عروستان را همراه ببرید. درست است که رنگ لباس عروسی شما سفید است ولی رنگهای سفید هم ته رنگهای یاسی، صورتی، طلایی... متفاوتی دارند. ممکن است شما رنگ لباس و کفش عروسیتان را در یک زمینه انتخاب نکنید و رنگ کفشتان هماهنگ با رنگ لباستان نشود.
8- کفشی مانند کفش عادی خودتان: اگر شما در حالت عادی به کفش پاشنه 3 سانتیمتر عادت دارید، سعیکنید در جشن ازدواجتان هم پاشنه کفشتان را در این مایه انتخاب کنید ولی اگر به دنبال پوشیدن کفشهایی با پاشنههای بلندتر هستید، اول باید ببینید که به پوشیدن این کفشها عادت دارید یا نه.
9- رنگهای روشن مثل کرم و نباتی: کفش لباس عروسیتان که رنگ آن کاملا سفید باشد، شاید بعدها دیگر به درد شما نخورد چون کفش سفید با لباسهای دیگر معمولا جور درنمیآید. به جای آن اگر لباس عروسیتان بلند است و کفشهای شما اصلا به چشم نمیآید، میتوانید سراغ خرید کفشهای کرم و نباتی یا رنگهای روشنی در همین طیف بروید که در بعد از جشن ازدواجتان هم بتوانید آنها را با لباسهای دیگر ست کنید.
10- کفشهای حصیری: اگر لباس عروس شما عروسکی یا دنبالهدار است (طوری که کفش شما زیر دامن آن پنهان میشود) میتوانید کفشهای با پاشنه حصیری یک تکه را برای لباس عروسیتان انتخاب کنید. این کفشها کمک میکنند که شما با وجود اینکه قدبلندتر به نظر میرسید، سطح اتکای وسیعتری روی زمین داشته باشید و بتوانید راحتتر راه بروید و تعادلتان را حفظ کنید.

11- کفشی مناسب لباس عروسی: تانگاهی لباس عروس به شکل یک پیراهن سفید است که قد آن تا زانو یا زیر زانو میرسد. اگر لباس عروس شما هم خیلی بلند نیست، باید زیبایی کفش لباس عروسیتان را در درجه اول اهمیت قرار دهید.
معمولا کفشهای پاشنهبلند با بندهایی که روی ساق پا بسته میشوند، میتوانند برای چنین لباسهای عروسی ایدهآل باشند.
12- روزنامههای خیس با آبلیمو: اگر با تمام این تدابیر احساس میکنید که کفش شما پایتان را میزند، باید از چند صفحه روزنامه و آبلیمو استفاده کنید. روزنامهها را با آبلیمو خیس کنید و درون کفشتان بچپانید و بگذارید یک شب بماند. کفش شما اندکی جا باز خواهد کرد.
بخش کلوب ازدواج تبیان
خواستگاری رفتن در هر گوشه از کشور راه و رسم خودش را دارد. حتی در هر خانواده ای رسم و رسوم و آداب این کار متفاوت است اما معمولا استانداردهایی برای این کار در نظر گرفته می شود که در این مطلب با آن آشنا می شوید.

خانواده پسر باید قبل از حضور در خانه دختر، زمان و ساعت خواستگاری را با خانواده دختر هماهنگ کنند. تا خانواده دختر بتوانند شرایط خواستگاری و خانه را برای حضور خواستگاران مهیا کنند؛ ولی اگر بدون هماهنگی وارد خانه دختر شوند، شاید خانواده دختر و وضعیت خانه به طوری باشد که پذیرش مهمانها کمی به تاخیر بیانجامد و باعث سوء تفاهم و حس بیاحترامی به خانواده پسر دست بدهد که اصلا خوشایند نیست.
زمان خواستگاری بعد از ظهر و یا ساعات اولیه شب باشد؛ زیرا در این موقع از روز معمولا تمام عضو خانواده و افراد تاثیرگذار دختر و پسر در خانه حضور داشته و میتوانند در خواستگاری شرکت کنند.
3- افراد زیادی همراه پسر به خواستگاری نروند
بیشتر باید سعی کنند که والدین پسر شرکت کنند و تعداد آنها کم و انگشت شمار باشد. مراسم خواستگاری نباید زیاد شلوغ باشد؛ زیرا بیشتر وقت، صرف حاشیه میشود و شلوغی و همهمه باعث بیاحترامی به خانوادهها میشود.
اگرتمام مسوولیت را به بزرگتری که تحصیل کرده و دارای قدرت بیان است، بدهند، معمولا حرفها منسجمتر خواهد بود و مقصود آن رساتر است؛ ولی اگر چند نفر با هم صحبت کنند، کسی متوجه حرف آنها نمیشود. لازم است خواستگاری برای بار اول رسمی و سنگین اجرا شود و شوخی کردن بپرهیزند.
خانواده دختر سعی کنند که از میوههای آبدار مانند انار و پرتقال و یا شیرینیهای بزرگ خامهای و یا ترد و شکننده برای پذیرایی استفاده نکنند. زیرا اگر در این مراسم بسیار رسمی است و اگر شیرینی به زمین و یا آب میوه بر روی لباس بریزد باعث تمسخر افراد میشود
بهتر است در مورد دختر و یا پسر هرچیزی که وجود دارد، به طور واقعی عنوان شود. مقدار تحصیل، سن، بیماری و... در مراسم خواستگاری مطرح شود؛ زیرا بعدها خانوادهها به خاطر مخفیکاری و یا دروغ همدیگر را سرزنش میکنند
خانوادهها سعی کنند که در هنگام خداحافظی و ترک کردن مجلس خاطرات خوبی بجا بگذارند و با روی خوش و روبوسی خداحافظی کرده تا پلهای پشت سر خود را خراب نکنند، حتی اگر جواب خانواده دختر منفی باشد؛ چون امکان دارد این خواستگاری بارها ادامه داشته باشد و خاطرات بد بجای بماند.
امکان دارد پسر به خاطر اینکه بسیار رسمی باشد، از کربات استفاده کند و به دلیل اینکه به کربات عادت نداشته، احساس ناراحتی و کلافگی میکند و به مراسم مسلط نیست و یا لباس دختر مطابق با فرهنگ ایرانی و اسلامی بلند، پوشیده و راحت باشد تا بتوانند به راحتی حرکت کند، زیرا لباس تنگ و سخت در هنگام چای آوردن موجب آزار او میشود. باید توجه داشت مردان ایرانی لباسهای پوشیده را بیشتر میپسندند.
لباس دختر باید بسیار ساده و متناسب با چهره شاخص فرهنگی و مذهبی باشد ، زیرا باعث قضاوت بد خانواده پسر میشود و سوء تفاهم پیش میآید و خانواده پسر چنین برداشتی از دختر دارند که میخواهد خودش را تحمیل کند.
معمولا دخترها به گل علاقه خاصی دارند و باعث خوشحالی آنها میشود. پسر باید گلهای زیبا با رنگهای شاد تهیه کند وهنگام ورود به خانه آن را به میزبان بدهد.
بهتر است دختر و یا خانواده او در مراسم خواستگاری با تعارف کردن چای به سمت بزرگتر، احترامشان را نسبت به بزرگتر ابراز کرده و باعث جلب رضایت بزرگترها میشوند.
بخش کلوب ازدواج تبیان
.jpg)
فرامرز خونه ای که داشت می ساخت اینه تو رو قران ببین ![]()
.jpg)
مهران برا این جلسات بود که میهن نم یومد ها خدایا توبهههههههه ![]()
.jpg)

سیاوش تو شهرشون به دلیل اشتغال زایی برا جوانان جایزه گرفته ![]()

اخه رضا تبریزی این چه کاریه تو که داشتی با دخترا قرار می ذاشتی بری کوه این چه کاریه ![]()


برخی از زنان از صبح تا شب در خانه مشغول کار و فعالیت و فداکاری هستند .اما کمتر مورد تقدیر و طرف عشق همسرشان واقع می شوند .اگر فداکاری و احسان ،موجب محبت و دوستی می شود ،نتیجه زحمات اینها کجا می رود؟
خدمت در خانه اگرچه بسیار نیکو و لازم است اما نباید چنان وقت بانوی خانه را به خود اختصاص دهد که از او یک خدمتکار حرفه ای بسازد ؛خدمتکاری که حوصله و رغبتی برای دلربایی و رفاقت نداشته باشد. چنین بانویی تمام هنر دلربایی اش در داشتن رابطه جنسی،خلاصه می شود که چنین چیزی موجد فضای عاطفی نخواهد بود بلکه تنها نوعی رفع نیاز است .اینها دقیقا شرایط یک خدمتکار از نوع سنتی است.
البته با کمی ارفاق اسم ایشان را خدمتکار آقا گذاشتیم .زیرا در بسیاری از این خانواده ها زنان در واقع خدمتکار اسباب و اثاثیه منزل هستند .گاهی علاقه ی زنان به تجملات، انبوهی از وسایل تزیینی را در خانه جمع می کند که تمیز نگهداشتن آنها از بانوی خانه ، یک خدمتکار همیشه مشغول می سازد .این خدمات در نظر مردها نه تنها موجب محبت و الفت و در خور ستایش نیستند، بلکه به کلی بی ارزشند.
خانم جینا لمبروزو از روانشناسان معروف در روانشناسی زن می گوید :
«آنچه عموماً در مرد منشأ جاذبه ی جنسی واقع میشود، لذات حسی است. مفهوم این جاذبه برای مرد عبارتست از قوه ی کششی که وی را به سوی زنی خوش سیما و خوش ظاهر کشانده و او را مورد پسند قرار میدهد. یعنی خوش ذوقی در لباس، شیرینی در حرکات، موزونیت در اندام و ملاحت در شیوه ی سخنگویی زن که موجب اشتیاق مرد گشته و برای به دست آوردن آن زن سعی و کوشش مینماید.» (روح زن ،اثر جینا لمب روزو ،ص 29).
وقتی سخن از جاذبه جنسی به میان می آید فورا اذهان به سمت مسائل جنسی سوق داده می شود در حالیکه منظور جاذبه ای است که انسان به امتیازات جنس مخالف دارد .مثلا زن عاشق شجاعت جنس مردانه و مرد عاشق عشوه گریهای جنس زنانه است. همین جاذبه می تواند فعال کننده عواطف عمیق ما نیز باشد. این جاذبه ارتباطی با خدمتکاری زن در خانه ندارد.
خانم لمبروزو در کتاب روح زن مدعی است که :
عشق مرد ارتباطی با فداکاریها و نیکوکاریهای زن ندارد و اساساً این چیزها در عالم عشق مردانه بی مفهوم است. هر چند ممکن است قدردانی، ستایش و تحسین مردان را برانگیزد. پرواضح است که این نگاه برخاسته از نگرش مادی و جنسیتی محض به زن است.(اقتباس از کتاب روح زن )
عشق جنسیتی لوازم مخصوص خودش را می طلبد .نظافت و انضباط خانه و ...اگر چه میتواند موجب آرامش مرد شده و محبتهای عمیق انسانی به وجود آورد که در روزهای "مبادا" به خوبی جلوه خواهند کرد، اما مولد آن عشق جنسیتی محسوسی که هم اکنون بتواند لحظات خوشی را بین همسران پدید آورد، نخواهد بود .لذا گاهی می بینیم مردی که دارای همسر بسیار با اخلاقی است به او پشت می کند و فریفته زن عشوه گری می شود که با "خط چشم "از او دلبری کرده است .این مطلب اگرچه نشاندهنده قدرناشناسی و بولهوسی مرد است ، نشانه ی غفلت زن از شان و منزلت خود به عنوان بانوی خانه نیز هست.

اولین ویژگی بانوی خانه لطافت و زیبایی و نهایتا دلبری اوست .به خاطر داشته باشید که مطلقا هیچ زنی زشت نیست.بلکه هر کس با نوعی آرایش و تیپ می تواند چهره زیبای منحصر به فردی داشته باشد .هرکس با هر اندامی می تواند نوعی لباس بپوشد که او را زیبا کند .بنابراین به جای اینکه بگوییم بعضی ها زشت هستند، بهتر است بگوییم بعضی ها شلخته و بی سلیقه هستند.به همین جهت در روایات از زنان زیبا تقدیر شده است .حال آنکه اگر زیبایی خدادادی بود و دخالت ما در آن تاثیری نداشت این روایات بی اساس و بی معنا بودند .
بانوان توجه داشته باشند که راه فریب مرد از چشم است و راه فریب زن از گوش .مرد شیفته آنچه می بیند می شود و زن گرفتار آنچه می شنود.آرایش خاص زنانه و دلبریهای رفتاری او چیزی است که همیشه مورد توجه و محرک عشق مرد است و واکنشی را که مخصوص به جنس اوست را سبب می شود.
در حدیث نبوی است که «سزاوار نیست زن خود را زینت نکند هر چند به آویختن گلوبندی به گردن باشد.»
البته تنها آراستگی و زیبایی کافی نیست .لطافت اخلاقی و رفتاری اهمیت بیشتری دارد که با هوش و زیرکی حاصل خواهد شد.به عنوان مثال گفتنی است که بانوی خانه دائما در آشپزخانه در حال تق توق کردن نیست .بلکه ساعاتی را در کنار همسرش به دیدن فیلمی و خوردن میوه ای و ... سپری خواهد کرد.هرچند به نظر اتلاف وقت بیاید مقید بودن به این فرصتها اهمیت زیادی در عواطف جاری بین همسران دارد.این دور هم بودن، انس و الفت ها را بیشتر کرده و فضایی را برای گپ و گفتگوهایی دوستانه و محبت آمیز به وجود می آورد.
انسیه نوش آبادی
بخش خانواده ایرانی تبیان